|
انسان تنها فرشته ای است که به زمین افتاده است و...
|
" به نام او "
به من بگویید ، ای مردم ، به من بگویید !
به من بگویید ،ای مردم ،به من بگویید ! کیست درمیان شما که ازخواب زندگی برنخیزد
آنگاه که عشق با سر انگشتان خود روح اورا لمس کرده باشد ؟
کیست درمیان شما که رها نکند پدر،مادروکاشانه اش را آنگاه که محبوبش اورا
به خود خوانده باشد ؟
کیست آن جوانی که درپی قلب خود تاپایان دنیا نرودکه ببویدعطرشیرین معشوق
را ، لمس کند دستان لطیف اورا ، وشاد شود از شنیدن ترانه ی آوای او ؟
کیست آن مرد که به آتش نکشد ، روح خویش را تا دود آن به آسمان سرکشد تا
بشنوند تمنای او را واجابت کنند دعایش را ؟
"به نام او "
تو ای حسین(ع) ! با تو چه بگویم ؟
" شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین ها یل "
وتو ای چراغ راه ، ای کشتی رهایی ، ای خونی که از آن نقطه ی صحرا،
جاودان می تپی و می جوشی ودر بسترزمان جاری هستی ، وبر همه ی
نسل ها میگذری وهر زمین حاصل خیزی را سیراب خون می کنی و هر بذر
شایسته را درزیرخاک می شکافی و می شکوفانی ، وهر نهال تشنه ای را به
برگ وبار حیات و خرمی می نشانی ؛
ای آموزگار بزرگ شهادت !
برقی از آن نور را بر این شبستان سیاه و نومید ما بیفکن !
قطره ای از آن خون را در بستر خشکیده و نیم مرده ی ما جاری ساز !
وتفی از آتش آن صحرای آتش خیز را به این زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش!
ای که " مرگ سرخ " را برگزیدی تا عاشقانت را از "مرگ سیاه " برهانی !
تابا هر قطره ی خونت ، ملتی را حیات بخشی و تاریخی را به تپش آری !
وکالبد مرده و فسرده ی عصری را گرم کنی و بدان جوشش و خروش زندگی
و عشق و امید دهی !
ایمان ما ،ملت ما ،تاریخ فردای ما ،کالبد زمان ما ،به تو وخون تو محتاج است .
