تبليغاتX
نسیم حیات
انسان تنها فرشته ای است که به زمین افتاده است و...
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 8:56 PM  توسط فرشته 

 

" به نام او "

 

فردا همه ی راه ها به قربانگاه میرسند ...

 

فردا پی می شود آنچه که پی کردنش تو را می رساند به هست شدن ...

 

آنچه تو را می رساند به آن " تو " که الهی است ...

 

فردا تو پی میکنی مرکب سرکش غرور را ...

 

فردا تو پی میکنی آنچه تو را دور میکند از سرچشمه ی نور ...

 

فردا روز ذبح اسماعیل "عزیز"ابراهیم است تو چه ذبح خواهی کرد ؟ 

 

 

               

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/29ساعت 8:53 PM  توسط فرشته  | 

به نام او

 

می نویسم بر این صفحات ، در نخستین ساعات روزی که تقویم زندگیم برای بیست و اندمین بار ورق خورد و مهربان آفریننده ام در هشتمین برگ از دفتر رنگارنگ پائیز منتی دیگر بر من نهاد و سالی دیگر را به من هدیه کرد . سالی که نمیدانم سهم من از حضور در ان یک روز است ،  یک هفته ، یک ماه یا شاید هم ... نمی دانم

 فقط می توانم بگویم :

خدایم ، مهربانم سپاس به سبب آنچه تا کنون به من عطا نمودی از خوان وسیع نعمتت و سپاس برای

آنچه که سهم من نبود و به خواست این دل بی لیاقت بر من ارزانی کردی و سپاس به پاس آنچه بر من موهبت نمودی بی دریغ !

سالی دیگر سپری شد اما آنچه در گنجینه ی عمرم ذخیره شد بارها کمتر است از آنی که باید !

سالی دیگر سپری شد با تمام غم ها و شادیها ...!

سالی دیگر سپری شد با تمام آمدن ها و رفتن ها و ماندن ها و نماندن ها ... !

سالی دیگر سپری شد با تمام دلبستن ها و عشق ورزیدن ها و ... !

سالی دیگر سپری شد اما ... ؟؟؟!!!

تنهایم مگذار بهترین بهانه ی بودن و ماندن و رفتن . تنهایم مگذار که زندگی بسیار سخت است برای

 فرشته ای بی بال ! تنهایم مگذار !

 

                  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/09/08ساعت 8:5 PM  توسط فرشته  |