تبليغاتX
نسیم حیات
انسان تنها فرشته ای است که به زمین افتاده است و...

 

"به نام او "

 

ساغرازدست ظریف تو گناهی نبود

جزسرکوی تو ای دوست پناهی نبود

 

درامید زهر سوی به رویم بسته است

جز در میکده ، امید به راهی نبود

 

آنکه ازباده ی عشق تو لبی تازه نمود

ملک هستی بر چشمش پر کاهی نبود

 

گر تو در حلقه ی رندان نظری ننمایی

به نگاهت که در آن حلقه نگاهی نبود

 

جان فدای صنم باده فروشی که برش

هستی و نیستی و بنده و شاهی نبود

 

نظری کن که نباشد چو تو صاحب نظری

به مریضی که در او جز غم و آهی نبود

 

عاشقم عاشق دلسوخته از دوری یار

در کفم جز دل افسرده گواهی نبود

 

     

               

 

 

تقدیم به تو ... تویی که میدانم خوشنود خواهی شد وقتی بخوانی .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/01/22ساعت 4:19 PM  توسط فرشته  | 

 

"به نام او "

 

بهار دیگری آمده است
آری       
اما
برای آن زمستانها که گذشت نامی نیست

بنفشه ها را فرستاده ام
تا بدانی
این بهار هم به تو فکر می کنم.

 

                         

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/01/11ساعت 4:9 PM  توسط فرشته  |